من حرفم را در اين زمينه گفتم. ببينيد، من سه، چهار سال قبل از اين گفتم
كه دانشجويان بايستى سياسى بشوند؛ و بعد هم عليه كسانى كه دانشگاه را از
سياست دور كردند، تعبير تندى كردم. يك سال بعد از آن، يا همان وقتها، در يك
اجتماع دانشجويى گفتم كه اشتباه نكنيد؛ من كه مىگويم فعاليت سياسى،
معنايش اين نيست كه فعاليت سياسى حتماً بايد عليه دولت، عليه مسؤولان و
عليه نظام باشد. بعضى از بدخواهان، فعاليت سياسى را اينگونه تعبير
مىكنند؛ فكر مىكنند فعاليت سياسى، يعنى سياسيكارى! اين، يك نوع سياسيكارى
و يك نوع تقلب است كه آدم تصور كند فعاليت سياسى در دانشگاه، فقط با
بدگفتن و با فحاشى كردن و با اهانت كردن به اين و آن حاصل مىشود؛ نه،
فعاليت سياسى، براى پيدا شدن قدرت تحليل در دانشجوست. اين دانشجو اگر قدرت
تحليل سياسى نداشته باشد، فريب مىخورد؛ و فريب خوردن دانشجو، درد بزرگى
است كه تحملش خيلى سخت است. بالاخره اگر دانشجويان بخواهند قدرت تحليل پيدا
كنند، بايد فعاليت سياسى بكنند؛ بايد سياست را بخوانند، بنويسند، بگويند،
مذاكره و مباحثه كنند. تا اين كار نشود، دانشجويان توانايى پيدا نمىكنند.
عقيدهى من، هنوز هم همين است.
نظرات شما عزیزان:
...
